رئیس سازمان هوایی کشور در خصوص دو سانحه اخیر در خطوط هوایی ایران گفت: ما پس از سقوط هواپیمای ایرباس خطوط هوایی فرانسه بسیار ترسیدیم که نکند رتبه نخست ما در تعداد و میزان تلفات سوانح هوایی در جهان تنزل پیدا کند که به لطف یار دیرین ما توپولف و به مدد خلبان عجول قزاقی ایلوشین توانستیم همچنان رتبه خود را حفظ کنیم و مثل همیشه حرف اول را در دنیا بزنیم و از این بابت بیشتر از گذشته بر خود می بالیم!
مدیر کل روابط عمومی راه آهن کشور در خصوص حادثه اخیر برخورد قطار تهران مشهد با قطار دیگری که در حال ریل گذاری بوده و منجر به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن سه نفر دیگر شد اعلام داشت که این اتفاق کاملاْ حساب شده و بر اساس برنامه ریزی قبلی صورت گرفته٬ زیرا پس از سوانح هوایی اخیر و تصادفات هر روزه اتوبوسها و خودروهای شخصی در محورهای مختلف کشور سیل عظیمی از مسافران به راه آهن مراجعه کردند و خواستار مسافرت با قطار بودند بطوریکه تجمع بیش از حد مسافران در خدمات دهی این سازمان اختلال بوجود آورد و موجب خستگی فراوان و خرد شدن اعصاب کارکنان راه آهن شد. به همین دلیل ما هم به یکی از تعمیرکارهایمان گفتیم بدو برو یه قطار بردار و برو ریلهای مسیر تهران مشهد را با روغن و دستمال قشنگ برق بنداز که وقتی قطار رد میشه حالشو ببره. این بنده خدا هم باور کرد و وقتی قطارش را بر روی ریل پارک کرده و مشغول کارش بود٬ قطار مسافربری با آن برخورد کرد و همین امر موجب شد که مسافران و مراجعان دوزاریشان بیفتد که قطار هم همچین امن نیست و به این صورت ما به مقصود خود رسیدیم و هم اکنون حجم مراجعان به راه آهن نیز کاهش یافته و اوضاع کاملاْ عادی می باشد.
در پی سوانح زمینی٬ هوایی و ریلی اخیر در کشور کم کم زمزمه هایی از تأسیس سازمان احشام پیمایی برای انجام مسافرت با استفاده از حیواناتی نظیر شتر٬ اسب٬ گاو٬ الاغ و شترمرغ که در حال حاظر دارای بالاترین ضریب امنیتی می باشند در کشور شنیده می شود که این احشام به محض شنیدن این زمزمه ها در مصاحبه خبری٬ این مطلب را به شدت تکذیب کردندو تنفر شدید خود را از اینگونه اقدامات اعلام داشتند و نماینده این حیوانات اعلام کرد که: «ما طی قرون متمادی از زمان خلقت بشر تاکنون به او سواری داده ایم و حالا دیگر وقت استراحت ماست٬ پس جون داداش اصلاْ رو ما حساب نکنید که دلخوری پیش میاد»!!!
سلام سلام، سلام به همهي شما. يه قسمت بزرگي از كوله بارم سبك شد... من واسه كنكور اصلاً استرس نداشتم ولي اين چند روز آخر قبل از اعلام نتايج، مخصوصاً روز آخر داشتم از استرس ميمردم... غروب ديروز داشتم با بروبچ گل كوچيك بازي ميكردم كه ديدم همكلاسيها يكي يكي ميزنگن ميگن نتيجه اومد (آخه قرار بود از 12 شب بياد)... منم نميدونستم چيكار كنم ميخواستم برم خونه، استرس داشتم، نميتونستم... ميگفتم نرم خونه، بازم دلواپس نتيجه بودم... خلاصه اصلاً نميدونستم چه بايد كرد... يه كم بيرون بودم وقت اذان رسيدم خونه... سريع رفتم تو اتاقم، رفتم سايت سنجش ديدم نتيجه اومد، اطلاعاتو وارد كردم، چشمتون روز بد نبينه، تا اين سايت لعنتي نتيجهي منو بالا بياره جون من داشت بالا مياومد... بعد از اينكه از نتيجه مطمئن شدم حالا رفتم خونواده رو صدا زدم گفتم نتيجه اومد... خلاصه نتيجه اومد، بالاخره راحت شديم، رتبهي منم خدا را شكر 2 رقمي بود فكر كنم بتونم اون دانشگاهي كه ميخوام قبول بشم... علي كل حال، نيمي از راه ما طي شد فقط حالا بايد منتظر اعلام نتايج دانشگاه بود...